الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

111

الغدير ( فارسى )

كرده و آن را از احاديث نيكو به شمار آورده است . « 1 » و حافظ ترمذى حديث مزبور را از ابو عبد اللّه ميمون ، از زيد روايت نموده و گفته است كه اين حديث نيكو و درست « 2 » است . « 3 » حاكم حديث غدير را از ابو الحسين محمّد بن احمد تميم حنظلى در بغداد ، از ابو قلابه عبد الملك بن محمّد رقاشى ، از يحيى بن حمّاد - و باز از قول ابو بكر محمّد بن بالويه و محمّد بن جعفر بزّار و آن دو از قول عبد اللّه بن احمد بن حنبل ، از پدرش ، از يحيى بن حمّاد - و نيز از قول ابو نصر احمد بن سهل فقيه بخارى ، از صالح بن محمّد حافظ بغدادى ، از خلف بن سالم مخرمى ، از يحيى بن حمّاد ، از ابو عوانه ، از سليمان اعمش ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو طفيل ، از زيد روايت كرده و صحت و درستى اين طريق و اسناد را اشعار داشته است « 4 » ، و به همين سند حديث مزبور را احمد بن حنبل از شريك ، از اعمش روايت نموده است . « 5 » حاكم نيز به نقل از ابو بكر بن اسحاق و دعلج بن احمد سنجرى ، از محمّد بن ايوب ، از ازرق بن على ، از حسان بن ابراهيم كرمانى ، از محمّد بن سلمة بن كهيل ، از پدرش ، از ابو طفيل ، از زيد روايت كرده كه گفت : رسول خدا بين مكّه و مدينه در محلى كه پنج اصله درختان تناور و خاردار داشت ، فرود آمد . مردم زير درختان را جاروب كردند و به جمع‌آورى خار و خاشاك از آنجا پرداختند و آن حضرت شب را در آنجا گذرانيد و پس از به جا آوردن نماز براى خطبه به پا خاست و خدا را حمد و ثنا گفت و لب به موعظه گشود و خطاب به مردم فرمود : همانا من دو چيز مهم را در ميان شما به جاى مىگذارم كه اگر آن دو را پيروى و تبعيّت نماييد ، هرگز گمراه نشويد ، آن دو كتاب خداست و عترت من . سپس آن جناب سه بار فرمود : آيا مىدانيد كه من به اهل ايمان از خود آنها

--> ( 1 ) . مصابيح السنّة : 2 / 199 . ( 2 ) . اين دو كلمه ترجمهء « حسن » و « صحيح » است كه در اصطلاح علم درايت و رجال در مورد حديثى گفته مىشود كه راويان آن تعديل شده باشند . ( م ) ( 3 ) . الجامع الصحيح ، ترمذى : 2 / 298 . ( 4 ) . المستدرك : 3 / 109 . ( 5 ) . مسند احمد بن حنبل : 1 / 118 .